سلام به همه دوستان !
من مهدی هستم و الان از دنیای مجازی باهاتون در ارتباطم و بشدت دوست و نیاز داشتم این ارتباط واقعی میبود !

به عقیده من اکثر دوستانی که اینجا هستند از نوادگان یاهو مسنجر و چت روم ها هستند و یا لاقل در گذشته یه وبلاگ داشتند..
( اُاُاُاُ عییییی خوووووو اتصال اینترنت رو دوباره برقرار میکند)

حقیقت در بعضی موارد فراتر از یه اتصال و اعتیاد یا یه چت ساده در شبکه های اجتمایی و غیره هست و بود
یادمه قبل دیلیت اکانت در تلگرام داشتم با یکی از بچه ها صحبت میکردم و چنین جمله ای رو گفتم “دیلیت اکانت برایِ من مثل مردن میمونه !” بعد تر چندبار تو ذهنم مرور شد، یچیزی وادارم میکرد که چرا همچین چیزی رو گفتم… نتیجشم شد توضیح زیر:
زمان هایی هست که ما در آن ها زندگی میکنیم و حتی ارزشمند تر از دنیا ما میشوند و دل کندن از آن (به تعبیری دیگر مردن !) بشدت سخت و طاقت فرساست، تجربه خودکشی در عین زندگانی…

 اعتیاد به دنیای مجازی یا چی؟

این واژه برای همه صدق نمیکنه.. بنظر من این حرف اشتباست، اعتیاد واژه مناسبی نیست شاید اصلا چنین افرادی هم زمان زیادی نزارن (البته برای چت) ! به انسانی که در حال زندگیست باید گفت اعتیاد به زندگی.. ؟ چیزی که میخوایم راجبش حرف بزنیم فراتر از یک اعتیاده !
ببینین من فقط یک جامعه خاص رو در نظر گرفتم اون صدای خاطره انگیز دیال آپ هم مضمون از همین بود که به عقیده من کسایی که چنین صدایی رو یادشونه به امکان زیاد جزو جامعه خاصمون قرار میگیرند
یا افراد درونگرا و افرادی که کمتر اجتمایی هستن.

چقد آدم فضایی داریم !!
چقد آدم فضایی داریم !!

بریم جلوتر

چطور میشه که اینطور میشه؟
برای هر کس میتونه متفاوت باشه هر کس داستان خودشو داره، شاید شخص و اشخاص خاصی باشن که در واقعیت نمیتونیم باهاشون ارتباط برقرار کنیم یا اگه بتونیم در چنین زمانی امکانش نیست و با رفتن (مُردن) از دستشون میدیم. یا شایدم جزو جامعه آماری به نظر خودمون خاص قرار داریم، یا ساختن یک شبکه ارتباطی گسترده با افراد در اون شبکه اجتمایی، یا حتی شاید وجود افرادی که ما را بهتر میفهمند..

شاید زیاد جدیش کردیم و همینجا باید بایستیم ببینیم چی داره میگذره
نیازهامون رو از اونجا برطرف میکنیم، ساعت خوابمون رو با اون ها تنظیم میکنیم، بیدار شدنمون، خوشی هامون و نگرانی، استرس ها رو اونجا تقسیم میکنیم، موفقیت، خوشی و ناراحتیامون رو اونجا بازگو میکنیم، مشکلات اونجا حل میشه، مشورت ها از اونجا میاد، احساساتمون از اونجا شارژ میشه و هزار چیز دیگه که باید تو دنیای واقعی باشه نه اونجا نه مجازی، بعضی چیزا اونجا حل نمیشن وقتی شدیدا به حل اون مشکل نیاز داریم بجای حل شدن حذف میشن و کاری از دستمون بر نمیاد جز تایپ چند کلمه
دنیایی فراتر از دنیای واقعی؟ 🙂
میتونیم با نصف وقتی که تو اونجا میزاریم به اون چیزی که میخوایم تو دنیای واقعی برسیم
کاش چند واحدم ارتباطات و مهارت های فردی تو مدرسه یا دانشگاه پاس میکردیم

مترو توییتر پارس به دروازه تلگرام
مترو توییتر پارس به دروازه تلگرام

نحوه رهایی

اگه تو چنین شرایطی قرار دارین و راضی نیستین از این وضعیت، تنها راهتون دیلیت اکانت (خودکشی) یا شروع کردن از صفره.
منظور از شروع کردن از صفر، دیلیت اکانت موقتی و برگشتن با حداقل کوله بار از اکانت قبلی هست

با توجه به چیزایی که گفتیم دیلیت اکانت به سادگی واژه ای که نوشته میشه نیست، برای راحت تر شدنش پیشنهاد میکنم به کسی نگین که منصرفتون نکنن و وقتی تصمیمتون قطعی شد نیمه شب (نخندین دلایل هست) بعد صحبت با یکی دو نفر از بچه ها یواش از کنار برین.
شاید حس پشیمونی از دست دادن یکسری چیز ها بهتون دست بده که کنار اومدن باهاش آنچنان سخت نیست…
برای بدست آوردن چیزای بهتر نیازه از یسری چیز ها بگذرین، ویرگول جایگزین تلگرامِ من شد !

– بعضی چیزا رو نمیشه انتقال داد امیدوارم تا حد امکان منظور رو رسونده باشم
– این پست کامل نیست و امیدوارم بتونم در آینده تکمیل ترش کنم
– همش از بدی گفتیم درصورتی که خوبی هاشون بیشتر از بدی هاشونه !
– دوباره خودکشی مجازی کردم :/

و در آخر کسی تجربه زندگی در مجازی رو داشت ؟!


مهدی درویشی

مهدی درویشی هستم !

1 دیدگاه

برگی از مرز دیوانگی | روزنوشته های مهدی درویشی · ۹۷/۰۳/۱۴ در ۱۰:۴۲ ب.ظ

[…] امسال انتخاب کردم رو تو بهم یاد دادی… میدانی تنفرِ من از مجازی بخاطر دور بودنمان بوجود اومده… میدانی کارخانه […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *