نظام آموزشی سیستم جالبی دارد، به فرض میان ترم نوعی امتحان از چیزهایی جدیدی که یاد گرفته‌ایم است اما متاسفانه بطور کاملا دقیق بر روی نتیجه تاکید دارد و مسیری که طی کردیم را بررسی نمی کند. و میتوانیم پس از گذراندن آن بفهمیم نقطه‌ی ضعف و نقطه‌ی قوت ما چیست و در ادامه سال بیاییم آن را جبران کنیم (هر چند هیچوقت چنین حالتی نبود و هر درسی که ضعیف بودیم ضعیف میماندیم و هر درسی قوی بودیم اگر ضعیف نمیشدیم همان حالت می ماندیم)
اگر امتحان را فاکتور بگیریم پیاده سازی چنین سیستمی برای زندگی میتواند نقطه عطفی برای یک انسان باشد، میتوانیم نیم سال اول (شش ماه اول) را بررسی کنیم و برای شش ماه دوم کاستی ها و نقطه ضعف ها را شناسایی کنیم و بهبود ببخشیم و نقاط قوت رو تشخیص دهیم و بابتش انرژی بیشتری برای ادامه مسیر بگیریم. در ادامه قسمتی زیادی از فعالیت های غیر شخصی من در نیم سال نود و هشت را برای مشخص شدن ادامه مسیر بررسی خواهیم کرد.
بررسی اجمالی
سه ماه از این شش ماه را در تهران مشغول طی کردن ترم یک کارشناسی بودم و در یک اتاق هشت نفره خوابگاه دانشگاه بودم و انتظار زیادی از عملکرد نمیرود و سه ماه دیگر را در اتاق کوچکم در یکی از آروم ترین نقطه های جهان و قسمت زیادی از این شش ماه را در حال رفت و آمد و قسمت زیادتری رو درگیر حل کردن مسائل نشده فکری.
برگه های کاغذی
عملکرد کتابخوانی من بشدت ضعیف بود و علت آن هم عدم تمرکز در سه ماه اول و حذف عادت کتابخوانی در سه ماه دوم هست. اما با این حال رهایی امکان پذیر نبود. طبق برنامه اول سال باید ۲۵ کتاب میخواندم اما فقط توانایی خواندن ۱۱ کتاب بود که با فعالیت های دیگری که داشته‌ام میتوان گفت نات بد. ۵ عدد از این کتاب ها رمان بوده و ۶ کتاب دیگر را میتوان در دسته های متفاوتی قرار داد. جمع صفحات خوانده شده به ۲۲۰۰ میرسد که میتوان میانگین حجم هر کتاب را ۲۰۰ صفحه در نظر گرفت.
یاداشت ها
  • یک دفترچه تهیه کرده بودم و هر صبح پس از بیدار شدن راجب یک موضوع و تجربه جالب که میتوانست به مدیریت افکارم کمک کند مینوشتم، راجب ۴۱ موضوع نوشته‌ام که در دفترچه کوچکی ۵۱ صفحه را اشغال کرده.
  • وضعیت وبلاگ نویسی اصلا مناسب نیست و نهایت حدود ۸ پست به اشتراک گذاشتم. اما در کنارش نوشته های غیرمتمرکز زیادی که به اشتراک نذاشته‌ام نوشته شده، از کتابچه های نصفه و نیمه تا یاداشت های ۱۰۰۰ کلمه‌ای و داستان های کوتاه موردی و همچنان نامه‌هایی که هیچوقت قرار نیست ارسال شوند.
در مسیر
امسال به واسطه‌ی دوره متخصص اندرویدی که ثبت نام کرده بودم سفرهای یک روزه زیادی به تهران داشتم و اکثر این سفرها یک روزه بوده که صبح از خانه خارج میشدم و در آخر شب ترین حالت ممکن برمیگشتم.
اگر بخواهم عددی را ثبت کنم حدود ۲۰ بار رفت و برگشت (۴۰ بار طی مسیر جاده هراز) داشتم که بطور کاملا تقریبی ۶ هزار کیلومتر در مسیر بوده‌ام (‌رفت و آمد های درون شهری بماند) که انگار یک بار با ماشین به لندن رفتم 🙂
اندروید و کد
امسال قرار بود پرشی دوباره به سمت کد داشته باشم و پوزیشن شغلیم رو از طراح گرافیک بودن به اندروید دولوپر تغییر دهم که تقریبا تا اینجا موفق بودم. با دوره متخصص اندروید سون لرن شروع کردم و در حال ادامه دادن هستم و طبق آزمون ها نفر ۱۲ از ۴۹ شرکت کننده هستم که  البته معیار درستی برای سنجش نیست و محصول یا آپ خاصی انتشار ندادم اما برنامه های بدون آیکون تستی زیادی بر روی گوشیم نصب هست و توانستم تا درک معماری های توسعه نرم افزار پیش روی کنم.
کمی هم درباره شبکه های عصبی مصنوعی یاد گرفته‌ام.
ورزش
بابت تغذیه نامناسب خوابگاهی در تهران و بیخوابی های شبانه وضعیت ورزش چندان مناسب نبود اما با این حال رها نکردم و دوبار نصفه تمرین های شکم برنامه ورک اوت رو تموم کردم و چندین شب دویدن و تمرین های در خانه رو داشتم. همینطور اپشن وارو زدن (back flip) رو فعال کردم! که بزرگترین دستاورد ورزشی این چند مدت محسوب میشه و نشانه خوبی برای آمادگی جسمانی هست.
پراکنده:
  • حدود ۲۰۰ لغت انگلیسی حفظ کردم که آمار فاجعه‌ای است اما روند رو به رشدی بود.
  • در مسیر بودن باعث شده کمی پادکست گوش بدم که اکثر آن ها در فاصله‌ی خوابگاه تا دانشگاه پلی شدن طبق آمار کست باکس ۴۰ ساعت پادکست گوش دادم که بیشتر آنها از داستان شب، بی پلاس و رادیو فول استک بوده.
  • فیلم و سریال هم زیاد دیده شده که آمار خاصی ندارم اما حدود ۵ فصل فرندز، چرنوبیل، و کل سیلیکون ولی و حداقل ده فیلم دیگر دیده شده.
  • عملکرد درسی چیزی در حد صفر بوده که توجیهات زیادی هست اما توانستم تمام واحد ها را پاس کنم.
  • عضو شورای انجمن علمی کامپیوتر و عضو هیئت رئیسه انجمن IEEE شمسی پور شدم. (+)
  • یک کلاس ۱۰ جلسه‌ای طراحی با مداد رفتم که یکی از رویای های کودکیم برآورده شده و چهار خروجی طراحی داشتم.
  • رکورد قدم زدن ۳۶ هزار قدم معادل ۲۹ کیلومتر هست
  • موقعیت های فوق العاده‌ خوبی پیش امده و همینطور شبکه سازی هایی که انتظارش را نداشتم.
  • تجربه شرکت در هفتمین ماراتون برنامه نویسی موبایل هم فوق العاده بود و از ۷۰ تیم ۲۲ شدیم
  • راستی عینک هم میزنم گاهی وقت ها.
 
برنامه برای نیم سال دوم
مهم ترین هدف نیم سال دوم شاغل شدن در حوزه اندروید در شرکت یا استارتاپی که مورد نظرم باشه هست (معرفی هم کنید خوشحال خواهیم شد) در کنار آن دانشگاه رو جدی تر میگیریم تا بتونم ترم اول رو جبران کنم و دستاورد از دانشگاه تنها رفت و آمد مسیر نباشه.
قراره یک منبع برای اندروید راه اندازی کنیم که مثل یک بچه در تمام مسیر شغلی همراه من باشه و با هم رشد کنیم، به وبلاگ بیشتر برسم و نوشتن رو جدی تر بگیرم. راستی نیم سال دوم تهرانم 🙂

مهدی درویشی

مهدی درویشی هستم !

2 دیدگاه

وحید گروسی · ۹۸/۰۷/۱۹ در ۸:۱۴ ب.ظ

سلام خیلی عالیه پسر

    مهدی درویشی · ۹۸/۰۷/۲۷ در ۴:۴۴ ب.ظ

    سلام وحید جان
    قربانت خوشحالم که نوشته هامو میخونی 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *