گاهی وقت ها دوست دارم رنج بیشتری میکشیدم.
رنج ها درک و تجربه خاصی به ما میدن، قدرتی فوق العاده برای پیشرفت دارند..

سختی ها، یک چرایی قوی برای انجام کار به ما میدن. همیشه از اینکه راه مدرسم دور بوده ناراحت بودم و هر روز بخاطرش غرغر میکردم. اما این مصافت زیاد و زمانی که برای رسیدن به مدرسه صرف میشد یک چرایی قدرتمند برای درس خوندن به من داد ! راهی نبود باید میخوندم کلی وقت و هزینه پشت این رفت و آمد ها بود.

یا دو فردی رو در دو خانواده در نظر بگیرین یکی از سوی خانواده بصورت کامل تامین میشه و یکی نمیشه، اونی که تامین میشه نیازی نمیبینه، انگیزه ای نیست که حرکت کنه همه چی هست دلیل حرکت کردن چی میتونه باشه؟
اما اون فردی که تامین نمیشه مجبوره حرکت کنه، برای حفظ بقاش میجنگه

شاید یه روز از اینکه همیشه داریم ناراحت باشیم! دیگه نیاز نباشه کاری کنیم چون همه چی داریم.
دقیقا مثل استفاده از رمز توی بازی ها، جی تی آی رو یادتونه؟ وقتی رمز ها بود لذت بازی کمتر شد، دیگه دنبال اسلحه نبودیم، از لذت ماموریت ها کم شده بود چون هدف فقط رد کردنشون بود نه درآوردن پول برای خرید اسلحه. هدف فقط رسیدن به هدف میشد نه لذت از بدست آوردن و رسیدن به هدف. دیگه برای مصرف تیر محدودیتی نداشتیم و همین باعث میشد در نشونه گیری هم دقت نکنیم!

نداشتن خودش یک چالشه لذت بخشه، این سختی ها به ما اشتیاق و انگیزه میدن. درسته من از این سختیا هنوزم گله میکنم، اما این سختی ها ما رو محکوم میکنن، محکوم به حرکت، محکوم به بلند شدن، محکوم به بینشی عمیق تر، محکوم به موفقیت!

رنج هارو رنج نبینین..


مهدی درویشی

مهدی درویشی هستم !

2 دیدگاه

صبا · ۹۷/۰۹/۱۵ در ۱۱:۳۹ ب.ظ

با این که منظورت از این پست رو متوجه شدم اما به نظرم کلی جای بحث داره به طور کلی با این ایده مخالفم اما میگم که منظورت رو متوجه میشم حالا میام و بعدن کامل مینویسم برات

    مهدی درویشی · ۹۷/۰۹/۱۶ در ۵:۱۹ ق.ظ

    همین که نظر مخالفی هست خیلی منو خوشحال میکنه و وقتی گفته میشه بیشتر!
    آره جای بحث زیاده، ولی منم در همین حد بگم منظورم رنج مطلق نیست، رنجی که بعد از مدتی مقابله اون رویش رو نشون بده

    بنویس میخونم، من و این همه کامنت محاله :دی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *