میدانید یک انسان سخت میتواند بازنده باشد.
بازنده بودن برای من سخت تر از برنده شدن اتفاق میوفتد‌‌

تفکر فازی میتواند برنده یا بازنده بودن را بسازد‌
میتوان آن دو را دامنه ای در نظر گرفت و بجای دو مفهوم بازنده یا برنده مابین این دو صدها و یا هزاران سطح بندی از آن دو تعریف کنیم.‌
چه کسی میتواند بازنده مطلق باشد؟ هیچکس.

نقش دادن تفکر سیستمی‌ هم میتواند جالب باشد‌
حالت ساده ی تفکر سیستمی را اینطور در نظر بگیریم کارهایی که الان انجام میدهیم و برای چند سال بعد چه تاثیری دارد‌
بزارین یک مثال از الان خودم بزنم بسیاری از دوستان من ماهیانه درآمد قابل توجهی از کار کردن دارند اما من را در حال نوشتن این متن و کتاب خواندن و کارهای دیگر میبینید.‌
کدام بازنده ایم؟‌ هیچکدام.‌‌

فرضیه دیگر را میتوان پوچی در نظر گرفت؛ اصلا مفاهیم بازنده یا برنده هم میتواند ساختگی باشد‌، مفاهیم بازنده بودن یا برنده بودن نمیتواند تعریف ثابتی داشته باشد، نظرتان چیست مفهوم بازنده را کمی دست کاری کنیم؟‌
ما انسان ها میتوانیم همیشه برنده باشیم‌، از هرچیزی میتوان درسی گرفت، بازنده ای درکار نیست‌، برای پیروزی شاید نیاز به گذراندن تاریکی ها باشد.
میلیارد ها انسان فرصت زندگی کردن داشتند و دارند، میلیارد ها برنده‌ی خوش شانس.‌

بطور ساده میتوانیم از این جمله ادیسون استفاده کنیم:

من هزار بار شکست نخوردم، بلکه هزار راه نساختن لامپ برق را یاد گرفتم !

 

۰۶:۱۴ am
۹۷/۰۶/۰۱‌
در راه تهران.

 

 

دوست داشتید بخوانید:

تلاشی برای شدن

همه میتوانیم


مهدی درویشی

مهدی درویشی هستم !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *