از دانشگاهم ناراضی بودم از فعالیت های کمی که بچه ها یا استادها داشتن، دوست داشتم لاقل دانشگاه محیط علمی تری باشه.. اما اون چیزی که مدنظرم بود و اون چیزی که بود کاملا متفاوت بود (البته بستگی به سطح دانشگاه هم داره)..

(((:
just do it !

یادم میاد جایی خونده بودم اگه توانایی بهتر کردن بیرونتون رو دارین انجامش بدین اگه چیزی مطابق خواستتون نیست سعی کنین درستش کنین، البته این درست کردن باید درست باشه.
منم تصمیم گرفتم یه تحول کوچیکی در حد توانم به دانشگاه بدم، از اونجایی که بخاطر شرکت در چند کلاس آموزشی به دانشگاه نوشیروانی میرفتم خب دیدم چیزهایی که یاد میدن چیز عجیبی نیست و منم تفاوت خاصی با اون ها ندارم و از همه مهم تر دانشجویان همون دانشگاه بودن و این اولین نقطه شروع ایده من بود، نقطه بعدی پیگیری شدید من به آموزش ها و فعالیت های لایتک دانشگاه شریف بود. و نقطه آخر برمیگرده به تدریس چند دوره فتوشاپ من در آموزشگاه..
نقاط دیگه ای که از کتاب ها و سایت های آموزشی یاد گرفته بودم که داشتن با هم ارتباط برقرار میکردن
این واقعا مثال ساده از درست بودن سخنرانی استیو جابز درباره ارتباط دادن نقاط در دانشگاه استنفورد هست، این نقاط باعث شد تصمیمم جدی تر بشه و شروع به کار کنم

با عضویت در انجمن علمی شروع کردم، تونستم با چندتا از بچه ها تیمی بسازم برای آموزش دادن و کار های دیگه، همه کار ها آماده بود و آماده شروع بودیم، بعد از چندبار پیگیری همکاری از سمت دانشگاه صورت نگرفت و این با اون همه شعار دادن ها در جلسات انجمن علمی مطابقت نداشت، اما خیلی جدی بودم تسلیم نشدم پیگیری هارو بیشتر کردم اما این دفعه بی مسئولیتشون بشدت ناامیدم کرد راهی نداشتم جز کنار کشیدن و همینطورم شد اما این به دلیل تسلیم شدن من نبود..

خواستن به تنهایی به معنای توانستن نیست !

گذشت تا رسیدم به ترم چهار تونستم دبیر شورای انجمن بشم تمام چیز هارو با مدیر گروه مطرح کردم و گفت پیگیری میکنم اولین درخواستم برگزاری سمینار بود !
تا جایی که یادمه تمام سمینار های دانشگاه چه مرتبط و چه غیر مرتبط با رشتم رو شرکت کردم متاسفانه جمع برگزار کردن سمینار ها در دوره کاردانی من بزور به پنج تا میرسید…

بررسی کردن و مورد تایید قرار گرفتم و روز دوشنبه ۹۷/۰۲/۲۴ ساعت ۱۴:۳۰ اولین سمینارم رو با عنوانافزایش معدل (یاد بگیریم چگونه یاد بگیریم) برگزار کردم… 🙂

این اولین نتیجه از هدف جدید من در راستای سخنرانی بود و البته این شروع ماجراست..

پی نوشت: شاید تمام این وقت هایی که صرف شده بیهوده بوده باشه اما این سمینار هم نقطه ای از نقاط برای پیش بینی آینده ای که میخواهم هست ! 

پی نوشت: این نوشته اولین بار در صفحه ویرگول من به انتشار گذاشته شده


مهدی درویشی

مهدی درویشی هستم !

3 دیدگاه

یه فرقی کن ! | در باب متفاوت بودن | خاطره دانشگاه | مهدی درویشی · ۹۷/۰۳/۲۸ در ۱۱:۰۸ ب.ظ

[…] های من بود! ارائه های اون کلاس اعتماد به نفس گذاشتن سمینار رو بهم داده بود اون کلاس باعث شد تا خود کم بینی ارائه […]

یک ۱۹ ساله ی خوشحال :) - مهدی درویشی · ۹۷/۰۵/۰۵ در ۷:۳۴ ب.ظ

[…] اضافه شد سخنرانی و تدریس بود و علاقه درونی آروم نگرفت و اولین سمینار و سخنرانی من در این سن اتفاق افتاد و سعی میکردم بهترین ارائه های […]

یک لوزر به تمام معنا ؟ - مهدی درویشی · ۹۷/۰۷/۲۰ در ۱:۲۳ ق.ظ

[…] تلاشی برای شدن […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *