حدود یک هفته‌ای هست که نت قطع شده و همچنان قطع هست و برخلاف عموم این موضوع برای کوتاه مدت باعث خوشحالی من شده. از وقتی کدنویسی اندروید رو شروع کردم دور بودن از نت بی معنی و یک نوع رویای دست نیافتنی شده و انگار هیچوقت نمیشد مثل قبل یک هفته یا یک ماه بدون نت باشم ولی این یک هفته که همچنان ادامه داره باعث شد بتونم از این فضا پر سر و صدای مجازی فاصله بگیرم یک دلیل منطقی غیر ساختگی برای رهایی از تمام مسئولیت های انتخابی و اجباری. اگه مهدی رو یک کسب و کار حساب کنیم و مفهوم سطح بالای جمله بالا رو بخوام بگم میشه:

«جان ویکی که بعد از شکستن قوانین بجای یک ساعت یک هفته فرصت فرار داره»

بیایم کمی در حال باشیم مدت زمان زیادی هست که نمینویسم که در حقیقت جمله اشتباهی هست مدت زمان زیادی هست که مینویسم اما به اشتراک نمیذارم علتش رو دقیق نمیدونم اما نیاز به قدرت طلبی کم تر شده و ترجیحم سکوت هست.
مثل همیشه یک آرامش طولانی مدت قبل طوفان.. طوفانی که جنسش کمی درونی تر هست.

اگه گزارش شش ماه اول نود و هشت رو خونده باشید میدونید که الان تهران هستم و کمتر رفت و آمد می کنم و مثل ترم قبل در تلاش برای پیاده سازی سبک شخصی هستم که کاملا ناموفق بودم اما روحیه تسلیم نپذیری در مقابل زانو زدن مقاومت می کنه و باعث میشه شرایط سخت و سخت تر بشه اما به کمک برگه های کاغذی سفید بدون خط و چند خودکار رنگی (ترجیحا راپید) و چند ساعت زمان سعی می کنم خودم رو جمع و جور کنم و گاهی اوقات موفق میشم.

ترم قبل از حالت زامبی وار تهران تنفر داشتم اما همه میگفتن عادت می کنی و همچنان عادت نکردم و هر چیزی که میبینم باعث رنجش من میشه و شلوغی باعث اذیت شدنه و باز هم مثل قبل برای فشرده نشدن در ایستگاه های مترو گاهی چند دفعه صبر می کنم تا جمعیت خلوت تر بشه و این خیال باطل تر از خشک شدن آب های اقیانوس های کره هست.

در فضاهای جدیدی قرار میگیرم که تعداد مقالات شبیه فشنگ هایی برای دوئل هست، دیده شدن مزیت رقابتی، بودن در عکس ها تنها عامل شرکت و منفعت مالی بزرگترین دستاورد انسانی و کاش معنایی وجود داشت. در فضاهای دیگری قرار میگیرم که تصورش حتی از رویاهای بچگی من هم فاصله داره و باز هم در این پارادوکس ها زندگی می کنم و خوشحالم.

برنامه جدیدی رو شروع می کنم که هر روز بیش از ۱۴ ساعت بیرون محل استراحت یعنی خوابگاهم و امیدوارم مداوم تر از یک هفته باشد
زمان زیادی از استراحتم گذشته و گاهی دست برداشتن از نوشتن کار ساده‌ای نیست و وضعیت مدیریت زمانم انجام یک کار در ازای حذف چندین کار هست و گاهی به اپشن نیازمندی به خواب و غذا رو نوعی باگ انسانی میدونم.

باید برگردم قوانین رو شکستم و تسک ها در کمینن.
صدای منو میشنوید از فینووا چند دقیقه مونده به هشت شب 🙂

 


مهدی درویشی

مهدی درویشی هستم !

0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *