امروز چهار ماه بعد از فارغ التحصیل شدن کاردانی، یکی از بچه های رشته‌ی کامپیوتر دوره کاردانی رو توی استخر دیدم. برخوردی نداشتیم اما قیافش رو یادم میومد، تقریبا تمامی بچه های کامپیوتر رو سعی میکردم بشناسم.

بعد از یه سلام و حال و احوال هر کدوم مسیر خودمون رو رفتیم، موقع برگشت باز هم برخوردیم در رو باز کرده بود که به بیرون بره و ایندفعه پا پیش گذاشتم و شروع کردم به خداحافظی و در همون چند ثانیه که امکان صحبت داشتیم شروع کرد به حرف زدن در حد چند جمله‌ی کوتاه..

” رفتی کل استادا اسمتو میگن، درویشی تهران قبول شد و اسطوره شدی “ جملاتی که گفت شاید شبیه یک تمجید الکی بود اما نه در اون حالت و اون چند ثانیه و به فردی که اصلا نمیشناسیش و امکان دیدنش برای دفعه بعد به کمتر از دو درصد هست. اصلا حرفی که از دل زده بشه به دل میشینه! نه برای اینکه ما میخوایم بشنویمش قشنگ باشه (یک یادآور بابت نوشتن راجب جمله قبل)

جملاتی که شنیدم فقط یک سری حرف بودن اما برای من خیلی با ارزش بودن، اون چند لحظه به تمام لحظاتی که در استخر گذشت بیشتر لذت بخش بود و انرژی های از دست رفته رو برگردونده بود بطوری که نوشتن این پست و خواندن چند صفحه کتاب رو به خوابیدن ترجیح دادم.

این هارو نگفتم که یک سری تعریف و تمجید از خودم کنم. نویسه هایی از دوران کاردانی نوشتم مثل آخرین ارائه کلاسیم، از سمیناری که برگزار کرده بودم، و کلی چیز های نگفته دیگه. همه برام یادآوری شد.

نویسه هایی از دوران دانشگاه و کنکور:

من خودم از مخالفان سرسخت دانشگاه هستم اما میدونین من انتخاب کردم که برم شاید به اجبار خانواده باشه که بنظرم پذیرفته نیست، اگه نخواین برین نمیرین، اجبار به خودی خود وجود نداره بلکه فقط پذیرش ماست که اجبار رو میسازه، بگذریم. وقتی انتخاب کردم برم پس باید بهترین خودم رو ارائه میدادم و بجای من که بین اساتید کمی شناخته ترم میتونست هر شخص دیگه ای باشه!

در پست چاله ها گفتیم اگر فکر میکنین که نمیتونین نرین، اگر تحملش رو دارین تا آخر برین و بهترین خودتون رو ارائه بدین تا یک فرد تاثیرگذار باشین.

دوست من هر جا که هستی کمی توقف کن و بگو من انتخاب کردم این چیزها اجباری نیستند، انتخابی که وقت، هزینه و چیزهای دیگه ای برایم داره. وقتی انتخاب کردم بهترین استفاده خودم رو ازش می کنم.

بیاین کمی ماندگار تر شویم، بیاین کمی سر و صدا به پا کنیم، ما انسانیم، ما همان هایی هستیم که باید باشیم..

پس‌نوشت: متن بالا صرفا یک متن انگیزشی نیست نمیگم برو موفق میشی فقط میدونی حرفم اینه ما باید در حد توانمون برای بهتر کردن محیط اطرفامون تلاش کنیم. میتونین این رو وظیفه در نظر بگیرین.


مهدی درویشی

مهدی درویشی هستم !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *