من مهدی دو دهه دارم، امروز اولین روز از بیست سالگیِ من است

یادم می آید سال قبل وقتی متنی برای تولدم مینوشتم دوست داشتم درباره ۱۹ سالگی میبود، علت؟ چون دنیل پینک گفته بود چنین سن هایی که با ۹ تمام میشوند فعالیت بیشتری دارند و من یک سال منتظر ماندم تا چند خط بالا رو بنویسم.

الان میتوانم راجب آن ۱۹ سالگی بنویسم اما کدام ۱۹ سالگی؟ شاید عجیب باشد اما زندگی ۱۹ سالگی من فراتر از آنچه تصور می کردم به دو بخش تقسیم شده من دو مهدی ۱۹ ساله داشتم هر چند تجربه های متفاوتی از یک سال میتوان داشت. اصلی ترین علت آن بخش جدید برنامه ریزی شده‌ی زندگی من بوده «سفر تحصیلی به تهران» یک هفته قبل از ۱۹ سالگی کنکور کارشناسی من بوده و چند هفته بعد از ۱۹ سالگی خبر قبولی آمده و یک ترم تحصیلی که حدود ۵ ماه یعنی نیم سال است از ۱۹ سالگی رو در تهران بودم استانی که چند سال پیش رویاپردازیش رو میکردم.

فکر میکردم کار چندانی نکرده‌ام اما وقتی نوشته سال پیش را میخوانم نظرم عوض میشود، چنان شروع قوی داشتم این سقوط اواخر ۱۹ سالگی بی معنی بنظر می‌آید. دوگانگی آن دو مهدی ۱۹ ساله اذیتم می کنند یکی میخواهد مانند نوشته سال قبل بنویسد و دیگری قلمش را گرفته و میخواهد بجای خروجی ها از درونی ها بنویسد. سازشی ندارند و من نمیدانم به کدامشان قلم دهم یکی خوشحال و دیگری غمگین تر است، یکی پر از انگیزه و دیگری منطقی و خنثی تر است و من با تمام این پارادوکس ها سر میکنم. مانند سال پیش شروع میکنم:

از نوشتن گفته بودم خوشحال از شروعش و الان نوشتن برای من رنگ و بوی تازه‌ای دارد، کتاب نویسی های نصف و نیمه، نوشته های هزار کلمه‌ای، نوشته های کاغذی، نوشته های سر صبح، نامه های خوانده ارسال نشده و ده ها نوشته‌ی پابلیک نشده و همینطور صدها نوشته‌ی نوشته نشده. نمیتوانم تجربیاتم از نوشتن رو با کلمات بگویم اما میدانم نوشتن دیگر بخشی از وجودم هست.

از فارغ التحصیلی گفته بودم و الان شروع دوره جدید رو دارم، دوره جدید تحصیلی در بهترین دانشگاهی که میتوانستم در آن تحصیل کنم در جایگاهی که از هنرستان درباره آن صحبت میشد. دوره جدیدی که باعث شکل گیری مهدیِ جدیدی شده و دوره جدیدی که رویاپردازی های سفر را برایم ممکن کرده، دیگر ثابت کردنی در کار نیست من میدانم میتوانم اما انرژیم را هدر نمیدهم

از یادگیری گفته بودم همچنان عاشق یادگیری هستم اما گاهی احساس انباشتگی مطالب دارم وارد موضوعات عمیق تر شده‌ام و سعی میکنم یک تخصص یعنی برنامه نویسی را دنبال کنم و در کنارش به مطالعات پراکنده‌ام در حوزه های متفاوت ـ روانشناسی، کسب و کار، توسعه فردی، علوم شناختی، کمی فلسفه و … بپردازم.

مهدی دوم ۱۹ سالگی نمیذارد ادامه متن را بنویسم و میگوید این کلیشه ها رو کنار بگذارم این ها تجربیات پارسال است و امسال تکامل یافته باید رهایشان کنی تا تکاملش را ادامه دهد و سراغ حرف های تازه تر روی.

الان کمتر خوشحالم، بیشتر فکر میکنم
فکر میکنم تمام شب های نوزده سالگیم را تا صبح بیدار بودم _ ساعت شش صبح است و من در حال نوشتن هستم _ بیشتر شب ها فکر میکردم. در انزوا خودساخته‌ای بودم تا پیچیدگی ها رو بهتر درک کنم تا بیشتر خودم باشم و بدانم خودم چیست و کیست و چه کار میخواهد کند. فکر میکنم بزرگترین دستاوردم جمله زیر باشد: من میدانم که الان چیکار می کنم نمیخواهم زیاد راجبش صحبت کنم اما در همین هنگام که من بیدارم من میدانم که بیدار هستم و این بیداری توسط شخص من است و نه عوامل بیرونی دیگر.
تلاش میکردم خلا های درونی و حس تنهایی ها را درک کنم، ویژگی های انسان بودن را بفهمم، سعی میکردم شوآف نباشم و فقط مهدی باشم.

من ۲۰ سالگی را بخش جالبی از زندگی میدانم انگار وارد مرحله بعدی زندگی میشویم اگر میانگین سنی یک انسان را ۶۰ یا ۸۰ سال در نظر بگیریم ۲۰ سالگی میتواند پایان یک سوم یا یک چهارم از زندگی یک انسان باشد و مرحله جدید شروع شود.

مهدی اول ۱۹ سالگی میخواهد بنویسد: دستاورد های سن جدید بیشتر از سال قبل هست و چندین کارگاه برگزار شده، چندین کلاس برگزار شده،‌ مثل قبل کلی کتاب خوانده شده،‌ منتور استارتاپ ویکند بودن بوده، آشنا شدن با کلی افراد جدید، زندگی جدید در مکان جدید، یادگیری و شروع دوباره اندروید و فعالیت در انجمن های دانشگاهی.

فعالیت زیاد بوده و همچنان در کنار آن کمال به حد خود رسیده و همه چیز را هیچ چیز میبیند و من در حال مبارزه با آن هستم تا بتوانم خوشحال تر زندگی کنم.

برنامه بیست سالگی من همچنلن با برنامه ریزی اول سال نود و هشت پیش میرود و یکی از اهداف اصلی من شاغل شدن و به درآمد رسیدن بعوان یک برنامه نویس است، شاید در زمان نوشتن این متن در حالت درستی قرار نداشته باشم اما میدانم هر چیزی میتواند درست شود تا زیبایی زندگی را به ما نشان دهد: بیست سالگی ماجراجویانه‌ی من آغاز میشود و من همچنان عاشق زندگی کردن هستم 🙂


مهدی درویشی

مهدی درویشی هستم !

2 دیدگاه

saber · ۹۸/۰۵/۰۶ در ۶:۳۲ ق.ظ

سلام مهدی جان
تبریک می گم بابت ۲۰ ساله شدنت،خوندن یادداشت های دل نوشتت همیشه برام شیرین و لذت بخش بود…
هر انسانی یه کتاب به نام زندگینامه داره خوشهالم از این بابت که داری صفحه به صفحه این کتاب زندگیتو ورق می زنی و می خونیشو دو باره یه کپی خلاصه شده از اونو برای خودت می نویسی…
امید وارم همیشه به زندگی ماجراجویانه و عاشقانت ادامه بدی.

مصطفی قدیمی · ۹۸/۰۵/۰۸ در ۱۰:۱۲ ق.ظ

سلام مهدی جان
بابت ۲۰ سالگیت هم بهت تبریک میگم امیدوارم تو تموم مراحل یادگیری زندگیت موفق عمل کنی و بهترین نتایج رو بگیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *