پی نوشت: چندی پیش در سالن مطالعه خوابگاه راجب دانشگاه های برتر کمی صحبت کردیم، در صورتی که در تلاش برای درک پایه‌ای ترین مسئله دیفرانسیل بودم و البته ناتوان.

حرف از دانشگاه اِم آی تی هم شده بود، یاد مطلب زیر افتادم، این نوشته حدود ۶ ماه پیش نوشته شده و بطور یقیین با نگارش امروز من متفاوته. در این مدت از کلمه تکامل زیاد استفاده میکنم و در این فکر بودم این واژه از کجا و چطور وارد تفکر من شد، فکر میکنم قسمتِ زیادی از آن کلمه حاصل نوشته زیر هست.

سردرگمی و مسائل پیچیده‌ی دیگه، حس امیدی و انگیزه‌ای که در نوشته زیر نوشته شده رو کم کرده و فکر میکنم با اشتراک گذاری کمی حس و حال بهتری پیدا کنم. من عاشق نوشته‌ی زیر بودم و دوست دارم نظر خودم رو با دوباره خوانی بدونم !

(موزیک در حال پخش)

 

مقدمه

خیلی اوقات ما افراد موفقی رو در حوزه تخصصی خودمان میبینم و دوست داریم جای آنها باشیم.
به ازای هر دانشجوی کامپیوتر یک آرزوی استیو جابز بودن وجود داره یا تقریبا همه‌ی ما کار کردن در گوگل را دوست داریم.
مطمئنن یکی از موارد بالا رو حداقل یکبار تجربه کردیم یا بهش فکر کردیم

من این رویاها را برای خودم اهدافِ قابل دسترسی میبینم. فقط نیاز به تکامل داریم. بزارین بیشتر راجب تکامل بگم
بین نسخه الان مهدی و نسخه‌ی مهدیِ گوگل نشین یا مهدیِ ام آی تی خون فقط مراحلی وجود داره، برای تمامی اهداف و رویا های ما یکسری مراحلی نسبتا قابل حدس وجود داره. مراحلی که هر کدوم تکاملی رو در ما شکل میده. من به این میگم قانون تکامل !

سطح بندی برای قانون تکامل

ما انسان ها در سطح بندی متفاوتی متولد میشیم گاها در زمان تولد این سطح انتخابی نیست و بصورت رندوم برای ما انتخاب میشود. شاید این را پای نابرابری عدالت جهان قرار بدیم اما مقصر نابرابری جهان نیست شاید مقصر اصلی تر نیاکان ما باشن (بعدا راجبش خواهم نوشت، جهت تعهد و مقابله با تنبلی)
اون مراحلی که در بالا گفتیم در واقع سطح های ما برای رسیدن به اون تکامل هستن. در ادامه بیشتر میپردازیم.

تکامل مهدیِ ام آی تی

سطح بندی میتونه خیلی یک انسان را متفاوت پرورش بده. بفرض مهدی که در یک روستا درس میخونه با مهدی که در بابل درس میخونه متفاوته ! و همچنین مهدی که در بابل درس میخونه با مهدی که در تهران درست میخونه هم متفاوته. و همینطور مهدی تهران با مهدی که در کانادا درس میخونه تفاوت داره.

روستا، شهر، پایتخت، کشور، این چهار سطح رو میتونیم برای مهاجرتِ تحصیلی درنظر بگیریم
مهدی که در روستا درس میخونه نسبت به مهدی که در پایتخت درست میخونه برای رسیدن به ام آی تی یا اکسفورد نیاز به تکامل بیشتری داره.. و این نابرابری گاهی کمی دردناکه.

قانون تکامل

قانون تکامل

 

تکامل مهدی گوگل‌نشین

بزارین رویای گوگل نشینی رو سطح بدیم:

مهدی که در اتاق خونشه با مهدی که در شرکتی کار می‌کنه متفاوته، مهدی که در شرکت کار می‌کنه و مهدی که در شرکت بزرگتر کار می‌کنه متفاوته، مهدی که در شرکت بزرگتر کار می‌کنه و مهدی که در بزرگترین شرکت ایران کار می‌کنه متفاوته.

اتاق، شرکت، شرکت بزرگتر، بزرگترین شرکت ایران، این چند سطح هم برای رسیدن به گوگل
مهدی اتاق باید چندین مراحل رو طی کنه و مهدی بزرگترین شرکت تنها به یک تکامل نیاز داره..

بریم ام‌آی‌تی ؟

بعضی وقت ها ما قبل از فهمیدن وارد سطوح بالاتر میشیم و این یک برگ برندست ! و بعضی وقت ها در پایین ترین سطوح قرار داریم.

مهم نیست کجای سطوح هستیم چون این سطوح برای طی شدن طراحی شدن از آخر سطح بودن ناراحت نباشین. من سطح آخر رو بیشتر دوست دارم تا رسیدن به سطح اول تجربیات بیشتری داره، چون مجبوریم چندین سطح رو طی کنیم همینطور درک بیشتری به ما میده اما مشکل اصلی اون گرفتن زمانه.
این سطح بندی ها در همه چیز اعمال میشه. رویاتون رو سطح بندی کنید و طی کنید و برسید ! به سادگی نوشته شدن نیست اما قابل دستیابیه 🙂

راستی من مهدیِ روستا بودم و بزودی مهدیِ تهران خون میشم (بزودی راجبش مینویسم)
و راجب گوگل هنوز مهدی اتاق نشینم :))


مهدی درویشی

مهدی درویشی هستم !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *