تاریکی

امید در تاریکی

تاریکی. از واقعی ترین چهره های تاریکی عدم حضور نور نیست، بلکه عدم اعتقاد ما به بازگشت نوره. نور در تاریکی مثل امید در ناامیدیست. ما زمانی در تاریکی مطلق زندانی میشویم که اجازه وارد شدن امید را ندهیم.. یک امید و روشنایی میتواند یک فرصت کوچک باشد، میتواند یک بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل
نوشته هایی از دل

به بهانه غیبت.

صرفا کمی درد و دل برای مرتب کردن ذهن، اگه وقت خوندن ندارین چیزی رو از دست نمیدین 🙂 بعد اولین بار نوشتن با خودم قرار گذاشتم که هر هفته یک پست و هر ماه چهار پست بنویسم تقریبا توی تمام ماه ها موفق بودم همینطور که پیش میرفتم هر ماه کار بیشتر و بیشتر میشد.. بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل
یاداشت هایی از دانشگاه

انگیزه: مشاور، شرکت هرمی، کنکور، من

آخرین امتحان دوره کاردانیم بود بعد از تموم کردن امتحان منتظر موندم تا بچه هارو ببینم شاید این آخرین دیدار و شاید آخرین دیدار برای طولانی مدت بود. با چندتا از بچه های تهران در حال وداع بودیم که پرسید کنکور رو چیکار کنم ! شروع کردم به صحبت ” بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل
تاریکی

تاریکی مطلق

گاهی هیچ چیز مشخص نیست در تاریکی مطلق گم شده ای، احساس خفگی داری و به سختی نفس میکشی، دلت میخواهد رها باشی هر چقدر تلاش میکنی باز هم در آن تاریکی لعنتی غرقی نمیدانی آیندت چیست و چه میخواهی، میترسی. کم می آوری.. آسیب میبینی! اما میدانی باید امید بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل
توسعه فردی

یه فرقی کن !

صرفا ثبت یه خاطره خوب برای مرور در آینده.   متفاوت باش امروز اولین امتحان پایانی ترم آخرم رو داشتم که البته فقط تحویل پروژه بود درس چندرسانه، درس مورد علاقه من بود و بجای استاد هر هفته تعدادی از بچه ها ارائه/تدریس میکردند. این کلاس یکی از بهترین کلاس بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل
برگه های کاغذی

لطفا شتر نباشیم !

کیمیاگر هم جزو کتاب هایی بود که مدت زیادی دلم میخواست بخونم، براساس تکلیفی داوطلبانه صوتش که به گفتار دلنشین محسن نامجو بوده به دستم رسید و سریع شروع به گوش دادنش در وقت های پِرتم کردم. در هر قسمت جملات فوقِ زیبایی وجود داشت که میشد ساعت ها بهش فکر کرد، و بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل
موفقیت

مطمئنی نمیشه؟ بشین و تماشا کن !

از دانشگاهم ناراضی بودم از فعالیت های کمی که بچه ها یا استادها داشتن، دوست داشتم لاقل دانشگاه محیط علمی تری باشه.. اما اون چیزی که مدنظرم بود و اون چیزی که بود کاملا متفاوت بود (البته بستگی به سطح دانشگاه هم داره).. just do it ! یادم میاد جایی خونده بودم اگه توانایی بهتر بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل
توسعه فردی

خود کم بینی درونمون رو بکشیم !

متن زیر صرفا تجربه شخصی در باب خود کم بینی میباشد. متاسفانه در دنیای ما معیار سنجش یک فرد شایسته و ارزش آن از طریق قد و هیکل، مدارک دانشگاهی (جایگاه آکادمیک)، یا شاید حتی نوع پوشش یا نوع اصطلاح موی سر باشه ! (دیدم که میگم) اما اگه بهتر بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل
نوشته هایی از دل

برگی از مرز دیوانگی

صفحه یِ سفید روبرویم هست، باز هم حروف مثل همیشه کنار هم صف کشیده اند،باز هم ذهن درگیر من میخواهد این پازل کلمات را حل کند، پازلی سخت به نام تو.. میخواهم بازهم مثل همیشه مرورت کنم.. نمیدانم چه کنم، حتی نمیدانم چطور شروع کنم به نوشتن… چرا بحث الکی، بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل
فیلم طوری

نقدی بر عِشق: انیمیشن منجمد (Frozen)

شاید مفهومی که در این متن هست با دیدن انیمیشن تکمیل بشه، پیشنهاد میکنم برای درک بیشتر حتما ببینین انیمیشن رو و امیدوارم چیزی از داستان انیمیشن در متن اشکار یا به اصطلاح اسپویل نشه… فروزِن انیمیشنی بود که امروز بعد چندین سال تصمیم به دیدنش گرفتم… شک دارم کسی بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل