موفقیت

امتحانِ ساعت دوم

یادم می‌آید وقتی سرکلاس بودیم و معلم میگفت ساعت دوم امتحانه ما دو دسته دانش آموز داشتیم دسته اول شروع میکرد به اعتراض و جور کردن هزار و یک بهانه و انتشار خبر امتحان به تمامی بچه ها و کشوندن آن ها به سمت اعتراض به امتحان و شاید هم موکول کردنش بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل
برگه های کاغذی

مواظب چاله های زندگیتون باشین (شیب – ست گودین)

چاله ها چیکار می کنن؟ هر کار، مهارت و تخصص جدیدی که شروع می کنیم در ابتدا لذت بخشه بعد از مدتی آن کار سخت و سخت تر میشه و این جا زمانیه که رها کردن کار راحت تر از ادامه دادن اونه. در واقع حرف بالا میتونه ناهمواری و بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل
موفقیت

منِ اسطوره؟

امروز چهار ماه بعد از فارغ التحصیل شدن کاردانی، یکی از بچه های رشته‌ی کامپیوتر دوره کاردانی رو توی استخر دیدم. برخوردی نداشتیم اما قیافش رو یادم میومد، تقریبا تمامی بچه های کامپیوتر رو سعی میکردم بشناسم. بعد از یه سلام و حال و احوال هر کدوم مسیر خودمون رو بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل
ارور ۴۰۴

چرخ را دوباره اختراع کن !

اختراع چرخ در تمامی جهات همه ما درباره مثال معروف چرخ را دوباره اختراع نکن در همه جا و همه حالات شنیدیم. در برنامه نویسی برای بسیاری از کارها تنها یک کتابخانه‌ی از پیش نوشته شده ای را فراخوانی می کنیم و از متدی استفاده می کنیم. در رباتیک هم بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل
موفقیت

ما همان هایی هستیم که باید باشیم.

نمیدانم چه بر سر ما انسان ها آمده، ما همان هایی هستیم که تمدن ها را ساختیم. ما همان هایی هستیم که مرزهای فناوری و تکنولوژی را باید به جلو ببریم. ما همان هایی هستیم که باید باشیم. کمتر کسی برای پیش برد دانش ها میکوشد. انگار با دانش پدرکشتگی بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل
توسعه فردی

یک لوزر به تمام معنا ؟

میدانید یک انسان سخت میتواند بازنده باشد. بازنده بودن برای من سخت تر از برنده شدن اتفاق میوفتد‌‌ تفکر فازی میتواند برنده یا بازنده بودن را بسازد‌ میتوان آن دو را دامنه ای در نظر گرفت و بجای دو مفهوم بازنده یا برنده مابین این دو صدها و یا هزاران بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل
نوشته هایی از دل

ای مردمان ما قاتلیم.. قاتلان خاموش !

بعد از چک کردن اینستاگرام کمی ناامیدانه توی حیاط نشستم، نمیدونستم به چی و به کی و چطور و اصلا چرا باید فکر کنم. بوته‌ی گل توی حیاط توجهمو به خودش جلب کرد چند وقتیه در حال خشک شدنه لا به لای تمام گل های خشکیده یه گل خوشگل روییده بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل
نوشته هایی از دل

نامه ای برای نارنجی جان.

سلام نارنجی جان، من مهدی هستم. وقتی اومدی یادم اومد چقدر دوست دارم برگردم به دوران مدرسه و انشا بنویسم قول میدم دیگر انشائم رو به خواهرم ندم، اصلا قول میدم نمره مهم نباشه، قول میدم مسخره و عجیب ترین انشا هارو بنویسم..کاش دانشگاهم انشا داشت. کاش توانایی برگزاری یک بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل
نوشته هایی از دل

یک ۱۹ ساله ی خوشحال :)

۱۸ سالگی برای من هر چند که زود گذشت اما طولانی تر از یک سال بود. ۱۸ سالگی سرتاسر تجربیات و کارهای جدید برای من بود. امروز پنجمین روز از پنجمین ماه سال نود و هفت، هیجده سال من تمام و وارد نوزدهمین سال زندگانیم در این دنیای زیبا میشوم. بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل
تاریکی

امید در تاریکی

تاریکی. از واقعی ترین چهره های تاریکی عدم حضور نور نیست، بلکه عدم اعتقاد ما به بازگشت نوره. نور در تاریکی مثل امید در ناامیدیست. ما زمانی در تاریکی مطلق زندانی میشویم که اجازه وارد شدن امید را ندهیم.. یک امید و روشنایی میتواند یک فرصت کوچک باشد، میتواند یک بیشتر بخوانید...

توسط مهدی درویشی، قبل