یک ۱۹ ساله ی خوشحال :)

۱۸ سالگی برای من هر چند که زود گذشت اما طولانی تر از یک سال بود. ۱۸ سالگی سرتاسر تجربیات و کارهای جدید برای من بود. امروز پنجمین روز از پنجمین ماه سال نود و هفت، هیجده سال من تمام و وارد نوزدهمین سال زندگانیم در این دنیای زیبا میشوم. ادامه مطلب…

Hope in darkness

امید در تاریکی

تاریکی. از واقعی ترین چهره های تاریکی عدم حضور نور نیست، بلکه عدم اعتقاد ما به بازگشت نوره. نور در تاریکی مثل امید در ناامیدیست. ما زمانی در تاریکی مطلق زندانی میشویم که اجازه وارد شدن امید را ندهیم.. یک امید و روشنایی میتواند یک فرصت کوچک باشد، میتواند یک ادامه مطلب…

به بهانه غیبت.

صرفا کمی درد و دل برای مرتب کردن ذهن، اگه وقت خوندن ندارین چیزی رو از دست نمیدین 🙂 بعد اولین بار نوشتن با خودم قرار گذاشتم که هر هفته یک پست و هر ماه چهار پست بنویسم تقریبا توی تمام ماه ها موفق بودم همینطور که پیش میرفتم هر ماه کار بیشتر و بیشتر میشد.. ادامه مطلب…

بازنده

انگیزه: مشاور، شرکت هرمی، کنکور، من

آخرین امتحان دوره کاردانیم بود بعد از تموم کردن امتحان منتظر موندم تا بچه هارو ببینم شاید این آخرین دیدار و شاید آخرین دیدار برای طولانی مدت بود. با چندتا از بچه های تهران در حال وداع بودیم که پرسید کنکور رو چیکار کنم ! شروع کردم به صحبت ” ادامه مطلب…