کدزنی رو رها کردم و بعد یه ماه دوری از اینستاگرام از نسخه وب شروع به اینستاگردی میکنم.
حدود ده دقیقه زمانم زمانم را میگیرد و میخواهم افکار این ده دقیقه‌ام را بنویسم:

منتظر لود میشوم و استوری های رنگ و رنگ تمامی اراده منو زیر سوال میبرند تا بر روی آن ها کلیکی کنم تا نادانسته‌ای نمایان شود، درست مثل یک جعبه کادویی میماند که نمیدانی در آن چیست و برای باز کردنش اشتیاق داری با این تفاوت که در اینجا آن کادو برای تو نیست و حتی گاهی برای شخص مقابل هم نیست و حتی گاهی عوض کادو یک مار زهرداری در آن وجود دارد.

پروفایل یکی از دوستان عوض شده و برهنه از بدن خود بعد یک سال ورزش میذارد، از این میترسیدم که اگر چاق بودم چه اتفاقی بعد دیدن این عکس برای من میوفتاد؟ احساس غیرنرمال بودن و انگیزه برای شروع ورزش چند هفته‌ای؟ خوشبختانه ورزش همیشه همراهم هست و یک فیلتر ذهنی در مقابل ورزشی های اینستا از من محافظت میکند.

https://www.instagram.com/gebelia/

https://www.instagram.com/gebelia/

کمی پیش من دو فرد که از مافیای شرط بندی هستند رو دنبال میکردم تا از روند و سبک زندگی و نوع رفتارشان با خبر باشم، اتفاقات جالبی افتاد در این مدت هلیکوپتر شخصی خریدند، به سادگی بدون دانش چندانی از برندسازی شخصی برند شدند و برده داری نوین را هم به تصویر کشیدن در همین حین چندی از مخالفین هم دست به شورش زدند اما بخاطر پیروان کمتر (فالوئر) در این نبرد فارغ از شکست خوردن حتی اسمی هم از آن ها به جا نماند. حتی فلسفه مورد علاقه‌ی فلاندیِ من، سی سو هم اینجا جواب نمیدهد زیرا در این نبرد کیلوها (K) بر اراده ها برترند، اینجا ارزش معنا ندارد کمیت اکثر مواقع فرمانروایی می کند! استوری و پست های هر دو نفر را ناخواسته دیدم از ناتوانیشان در کپشن نویسی خوشحالم و از عکس های خفنشان ناراحت نیستم، باز هم فیلتر ذهنی صرفا پول برای زندگی من کافی نیست به کمکم می آید و در قبال دو فرمانروای قدرتمند میتوانم از خودم و احوالم محافظت کنم.

دوستی از دوران کاردانی ویدیو کوتاه از شاعری میگذارد که در حال گفتن شعری عاشقانه است و لیلی (لیلی زن بوده؟) را تگ می کند. چندبار شعر را گوش میدهم اولین بار است چنین ویدیویی دلنشین. به این فکر میکنم اگر من بودم کپشنی دوست داشتنی تر از ویدیو اضافه میکردم اما وقتی بیشتر فکر میکنم من اصلا چنین کاری نمیکنم. نه تنها از ترس متوجه شدن بقیه، هیچوقت حقیقت پنهان نمی ماند و خورشید از پشت ابرها هم نیاز نیست در بیاید حتی پشت ابرهم نمایان است. مسئله برای من چیز دیگری هم هست گاهی بعضی چیزها شخصی هستند و باید همانطور بمانند منظور از شخصی پنهان بودن نیست حسِ خوب دو نفره بودن یا حتی تنها بودن است. فرض کنید میروید دوتایی قدمی میزنید (به قول یکی از دوستان فری میخورید) حس قدم زدن بین شما دو نفر میمامد و یک مسئله شخصی دو نفره است _ شخصی به معنای پنهان کاری نیست _ و وقتی عکس یا پستی به اشتراک میذارید دیگر این حس دو نفره بودن از بین میرود این لحظه دو نفره نمیماند دیگر شخصی نمیماند.

 

تولد یکی از عزیزان یکی از دوستان است پست و استوری به همراه کادو و خیلی چیزهای دیگر هست، چیز دوست داشتنی است منم چنین کاری میکنم اما نه همیشه. همین دو روز پیش بوده که برای تولد اعضای خانواده موقع برگشت از شهر راکون سیتی (تهران) چیزهایی گرفتم، هیچ استوری و پستی نذاشتم هر چند باعث خوشحالی میشد اما در این لحظه حس خوبی برای من نداشت حتی از اینکه تماس بگیرم یا پیامکی هم بدم آزارنده بود این کاریست که همه انجامش میدهند مگر من همه هستم برای اعضای خانواده؟ بیخیال میشوم و به روش سنتی بدون خبر با هدیه برمیگردم تا شاید از این تبریک مجازی دور بمانم. (حتی نوشتن این داستان کمی از شخصی بودنش کم کرده اما حداقل آن لحظه شخصی فقط بین من و خانواده بوده)

عکس هایی از افراد میبینم که باعث لبخند میشود پست هایی از دوستان، همه چیز تکراری به نظر میرسد تفاوتی در سبک پست گذاری یک فرد نسبت به یک ماه قبلش وجود ندارد، حلقه‌ای پنهان که از وجودش خبر نداریم.
به این فکر میکنم چقدر عقب افتاده هستم، کاش میشد به قدیم تر برگردیم و بجای جمع شدن در لایو شبانه دور آتشی داستان میگفتیم و روی دیواره های غار نقاشی میکشیدیم.

لحظات خوبی هم در این چند دقیقه سپری کردم و کلی فرصت های شبکه سازی و اطلاعات را در این مدتی که نبودم از دست دادم اما راضی هستم شاید شبکه اشتباهی برای کارهایی که مدنظر دارم باشد
در هر چند داستان من سر تا پا مقایسه وجود دارد ذهن ما مقایسه گر است و این یک امر طبیعیست. اگر فیلترهای ذهنی نداشته باشیم هر چند دقیقه در اینستاگرام میتواند ذهنمان را تماما مسموم و هر لحظه ما را دچار خودکم بینی و ناتوانی در مقابل بقیه کند. دیدن هر استوری چند ثانیه میگذرد اما پشت صحنه‌ی چند ساعتی دارد باید مواظب افکار، عقاید، شخصیت، رفتار و خودمان باشیم.

 

پی نوشت: متن بالا فقط جنبه های منفی بوده و هر چیز نمیتواند فقط منفی باشد، علت تاکید من بر روی موارد منفی احتیاط برای آگاهی بوده.


مهدی درویشی

مهدی درویشی هستم !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *