وقتی این نویسه رو مینویسم در حال سپری کردن ساعات اولیه دوازدهمین روز آذر ماه هستم نمیدونم از چه میخواهم بنویسم اما امیدوارم نوشتن کمک کنه.

امسال کارهایی رو انجام دادم که مهدیِ ورژن گذشته توان انجامشون رو نداشت و این باعث خوشحالی منه و از طرفی حجم کاری بسیار زیادی که از هر طرف به سمت من در حال حمله هست کمی طاقت فرساست. از اول سال همین روال ادامه داشته و همینطور تا الان.

معمولا فعالیت بر روی چند کار بصورت همزمان جدا از کاهش عملکردی که در پی داره، باعث آسیب رسانی به ذهن هم میشه و باز هم جدا از آسیب رسانی باعث درگیری فکری و دغدغه های لحظه، کاهش توجه در حال، فشار عصبی، و گاها افسردگی میشه. منظورم از انجام چندین کار همزمان پیش بردن چند پروژه و فعالیت در حوزه های متفاوت بصورت موازی هست.

پراکندگی و نصفه‌نیمه رها کردن ها و ناتمام ماندن فعالیت ها، حجم زیاد از کارهارو در این زمان روی دوش من گذاشت و الان زمانی هست که احساس کم آوردن می‌کنم! رسیدن به بیش از ده ها فعالیت کمی غیرقابل کنترل هست و تنها روش کنترل اون برنامه ریزی هست که حداقل هفته‌ای یکبار بصورت کامل انجام میدم تا از کنترل خارج نشه. اما الان زمانی هست که فکر میکنم کنترل این کارها از برنامه ریزی هم خارج شده.

و تمام این ها باعث بیخوابی یک هفته‌ای برای من شد و ساعت خوابم جدا از نظریه “حالت جغد بود در ۱۹ سالگی”دنیل پینک در کتاب کِی، به شش و هفت صبح رسید. و به لطف برگزاری کلاس فتوشاپ، امکان خوابیدن تا بعد از ظهر نیست.

از طرفی هنوز نوشتن کتاب تموم نشده و نیمه رها کردنش برای بدست آوردن پولی برای چاپ و قرارداد اون بود، از طرفی دیگر بهمن شروع یک زندگی جدید در مکانی جدید هست که نیازمند مهدیِ جدید هم هست. و از طرف دیگر.. خب فکر میکنم حدود پنجاه تا از این از طرف دیگر ها میتونم بنویسم اما دردی رو دوا نخواهد کرد.

خب درد و دل کردن فکر نمیکنم باعث حل شدن صورت مسئله اصلی بشه البته میتونه صورت مسئله رو پاک کنه اما حل شدن رو خیر. از طرف دیگه نوشتن این حرف ها ناگفته هایی از ته ذهن بخاطر میاره که باعث بدست آوردن راه حل ها و فهمیدن درست مسئله میشه، فکر میکنم وقت نشون راه حل هاست. اما در ادامه میخوام ‌دلیل‌هایی که مانع جا زدن میشنود رو به خاطر بیارم:

از ست گادین و شیبَش.

با توجه به تجربه های کوچکی که در گذشته داشتم نیمه‌رها کردن کارهایی که دارم باعث آسیب بیشتری میشه و همونطور که ست گادین راجب شیب گفته، شرایطی مانند شیب رو دارم و رد کردن شیب میتونه موفقیت های زیادی رو برای من حاصل کنه.

از ایلان ماسک و زندگینامه‌اش.

یکی از چیزهایی که هی مرور میشه برای من خوندن زندگینامه ایلان ماسک بوده که تقریبا در تمام زندگیش چنین وضعی رو تجربه کرده، پیش بردن چندین فعالیت غیرمرتبط بصورت موازی! خودم رو توی چنین شرایطی با فعالیت های بیشتر اما مقیاس بسیار کوچک تر تصور میکنم و بدلیل علاقه شخصی من به ایلان ماسک لذت بخش هست.

از محمدرضا شعبانعلی و لحظه‌نگارهایش.

در وبلاگ محمدرضا شعبانعلی عزیز گشتی میزدم تا نویسه‌ای برای حال خودم پیدا کنم، که لحظه نگارهایی رو از او دیدم که در حالت خستگی تمام همچنان پر انرژی بوده و لبخندی داشته و فکر میکنم همین برای بلند شدن کافی باشه!

از خانم ناهید عبدی و قلم زیباش.

«متعادل بودن همیشه خوب نیست. خوب بودن را به‌طور کامل تجربه نمی‌کنید اگر برای مدتی، بد بودن را زندگی نکرده باشید» این جمله زیبا رو هم در وبلاگ خانم ناهید عبدی خوندم، قرار نیست همیشه در حالت آرامش قرار داشته باشم، درک آرامش هم از گذراندن چنین چالش هایی حاصل میشود

از سعید وفایی و درک زندگیِ عمیقَش.

در سمیناری خدمت سعید وفایی عزیز بودم که با جمله‌ای زیبایی از دیپاک چوپرا آشنا شدم که میگوید: «این لحظه همان گونه هست که باید باشد» که خود گویای ماجراست.

از شاهینِ عزیز و جملات قصارَش.

و جمله‌‌ی زیبایی که در وبلاگ شاهین عزیز خوندم «هر که را طاووس باید جور هندُستان کشد» اگر طاووس نمیخواستم وضعیت چنین نبود! و به سادگی میتوانم از چنین وضعیتی خارج بشم اما همین راحتی رها کردن از سختی رها نکردن برای من سخت تر هست.

پی نوشت ها:

– ده کیلومتر تا بمبئی :))

– نزدیک پنج صبح میشویم

– تشکر بسیار زیاد از استادان ذکر شده در بالا

– کارگاه هفته بعد میبینمتون!


مهدی درویشی

مهدی درویشی هستم !

2 دیدگاه

صبا · ۹۷/۰۹/۱۵ در ۱۱:۳۷ ب.ظ

آخ آخ چه حس خوبی داره این جمله که امسال کارهایی رو انجام دادی که ورژن گذشته ات نمیتونست
یعنی رفتم تو فکر
باید بشینم دقیق ببینم اوضاع خودم تو این مورد چطوره به نظرم نه خوب نبودم

    مهدی درویشی · ۹۷/۰۹/۱۶ در ۵:۱۵ ق.ظ

    فوق العادست! الان توی حالت استراحت و بی برنامگی هستم برای مدتی تا ببینم مشکل از کجاست و چرا خوابم رو نمیتونم درست کنم (الان که در حال نوشتن این کامنت هستم ساعت پنج و سیزده دقیقه‌یِ صبحه)

    اما طبق بررسی های ماهانه‌ای که داشتم دیدم این برای هر ماه سال اعمال میشه یعنی هر ماه یک کاری رو انجام دادم که ورژن گذشتم نمیتونست..
    و این حس خوب باعث شده اگه تا پایان سال هم کاری نکنم باز هم حس تراز مثبت نسبت به خودم دارم :))
    سال پرچالشی بود که تموم نشد (وقت هست)، نگران خوب نبودنش نباش نگران چرایی خوب نبودنش باش و بلند شو، همین.

    ممنون از اینکه وقت گذاشتی و خوندی و با نظرت خوشحالم کردی صبا 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *